معين الدين نطنزى
267
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
را بازگردانيد . بعد از آن سلطان صاحبقران متوجّه فتح تكريت شد ، و آن حصن حصين را از دست قطّاع الطّريق مستخلص گردانيد . ذكر توجّه سلطان صاحبقران به طرف دياربكر و كيفيّت فتح آن بلاد بعد از فتح بغداد سلطان صاحبقران ايلچيان به احضار سرداران بلاد دياربكر و سالاران تراكمهء آققوينلو و قراقوينلو و ساير ديگر تركمانان روان گردانيد . بعضى [ كه ] روى انقياد به درگاه نهادند سيورغالات يافته ايل و الوس ايشان مصون و محفوظ ماند ، و جمعى كه تمرّد نمودند تدارك ايشان واجب دانسته ، عثمان عبّاس را به واسطهء آن زخم در اغروق بگذاشت و لشكرها را به چند دفعه نامزد قلاع كرد . و خود همچنان قلعهء كركوك را بستد و به راه الطون [ كبروك ] روى به موصل نهاد . بزرگان تركمان مثل جهانگير و پير على و قزل مير على [ و يار على ] بن قرا احمد با ساير ديگر سرداران به درگاه پيوستند . بعد از آن ايلهاى قراقوينلو و يغاج قبغلو را تاخت نموده به روحه نزول فرمود و بستد . بعد از نوزده روز سلطان ارزن نيز به درگاه ملتجى شد . چون يك دو كرت سلطان عيسى ماردينى دم انقياد زده و خود را از آسيب لشكر جهانگشاى خلاص داده و تخلّف كرده بود ، عنان عزيمت به جهت فتح آنجا معطوف شد . سلطان عيسى با پيشكشها در ثامن عشرين ربيع الاوّل آن سال به درگاه آمد . جمعى [ كه ] به جهت تغار و سودا و معامله به ماردين مىرفتند كوتوالان منع مىكردند . و اين جرأت ايشان به واسطهء آن بود كه سلطان عيسى با ايشان قرار داده بود كه قطعا اختيار قلعه از دست ندهند و به مكتوب و سخن او ملتفت نشوند . چون به تسامع تحقيق اين معنى معلوم شد سلطان صاحبقران ، سلطان عيسى را مقيّد گردانيده از ظاهر ماردين كوچ فرمود . ناگاه در غرّهء طلوع صبح جمعه حادى عشر ربيع الآخر به يك بار طوفان باد و برق